کد خبر 287106
۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۱

حیات گزارش می‌دهد

شهیدی که نیمی از حقوق ماهانه‌اش را به امور خیریه اختصاص داد

شهیدی که نیمی از حقوق ماهانه‌اش را به امور خیریه اختصاص داد

شهید عباس آسمیه، پاسدار جوان که در خانواده‌ای مذهبی و اصیل پرورش یافت، پس از گذراندن دوران تحصیل و اخذ مدرک دیپلم، به بخش هوا و فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست.

به گزارش خبرنگار حیات، شهید عباس آسمیه، پاسدار جوان و متولد ۱۰ تیر ۱۳۶۸ در تهران، که در خانواده‌ای مذهبی و اصیل پرورش یافت، پس از گذراندن دوران تحصیل و اخذ مدرک دیپلم، به بخش هوا و فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. وی فارغ‌التحصیل رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین بود و به عنوان تیرانداز نمونه نیز شناخته می‌شد.

شهیدی که نیمی از حقوق ماهانه‌اش را به امور خیریه اختصاص داد

عباس از کودکی عاشق اهل بیت(ع) بود و حضور مستمر در هیئات، مساجد و مراسم مذهبی را جزء برنامه روزانه خود قرار داده بود. او همیشه با وضو بود و در رفتار با دیگران، به ویژه نامحرمان، بسیار مراقبت می‌کرد. علاقه شدید به علوم اسلامی باعث شد تا به مطالعه کتاب‌های حوزه روی آورد و برنامه‌ای منظم برای خودسازی معنوی تدوین کند که چهار سال تمام، هر هفته به طور دقیق اجرا می‌نمود؛ از شرکت در منبرهای مسجد جامع کرج و درس‌های عرفان و تفسیر قرآن نزد شاگردان آیت‌الله بهجت گرفته تا دعای کمیل و ندبه در مساجد مختلف کرج و فردیس.

این شهید والامقام نیمی از حقوق ماهانه خود را به امور خیریه اختصاص می‌داد؛ کمک به خانواده بیمار سرطانی و یتیم، روزه‌گرفتن ۲۰ روز در ماه و اهدای غذای محل خدمت به نیازمندان، تنها بخشی از سیره عملی او بود. در برخورد با زیردستان در محیط کار (هوافضای سپاه) همواره با تواضع و دست روی سینه رفتار می‌کرد و معتقد بود تبلیغ اسلام باید از راه قلب‌ها باشد. حتی برای خانم چادری و بدحجاب به یک اندازه احترام قائل بود و می‌گفت: «میزان سنجش آدم‌ها ما نیستیم؛ کسی چه می‌داند در قلب مردم چه می‌گذرد.»

شهیدی که نیمی از حقوق ماهانه‌اش را به امور خیریه اختصاص داد

عباس آسمیه از سال ۱۳۹۳ تصمیم جدی برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) گرفت و تحت تأثیر شهدایی همچون مصطفی صدرزاده و سجاد عفتی، عاشق رفتن به سوریه شد. پس از تلاش‌های بسیار و دریافت نامه عدم نیاز، در دی‌ماه ۱۳۹۴ داوطلبانه به سوریه اعزام گردید. تنها پنج روز پس از ورود، در ۲۱ دی‌ماه ۱۳۹۴ (در سن ۲۶ سالگی) در نبرد با تروریست‌های تکفیری در منطقه خان‌طومان (استان حلب، سوریه) به شهادت رسید. او همراه گروهی از همرزمانش (از جمله عباس آبیاری، میثم نظری و دیگران) روی تپه‌ای مقاومت کرد تا از اسارت و شهادت نیروهای بیشتر جلوگیری شود؛ در این درگیری ۱۳ نفر از ۱۵ نفر حاضر به شهادت رسیدند. پیکر مطهر این شهید مدافع حرم پس از ۷ سال شناسایی (از طریق تطبیق DNA) در سال ۱۴۰۱ به وطن بازگشت و در امامزاده محمد کرج آرام گرفت.

شهیدی که نیمی از حقوق ماهانه‌اش را به امور خیریه اختصاص داد

روایت مادر شهید عباس آسمیه (فریدونی)
عباس خیلی اهل هیئت و مسجد بود و از هر فرصتی برای حضور در مجالس اهل بیت(ع) استفاده می‌کرد. او می‌گفت: «زنده بودن من مدیون ماه محرم و صفر است.» بیشتر اوقات صبح‌ها به یاد امام حسین(ع) روضه می‌خواند و بر سینه می‌زد؛ به او می‌گفتم «عباس جان! قلبت پاره می‌شود، اینقدر سینه نزن» اما لبخند می‌زد و می‌گفت: «آن کس که برای او سینه می‌زنم خودش محافظ من هست.» همیشه با وضو و بسیار با اخلاق و با تقوا بود.»

روایت برادر شهید (علیرضا آسمیه)

برادرم برنامه‌ای منظم و دقیق برای خودسازی معنوی و عبادی خود تدوین کرده بود که طی چهار سال دوران دانشگاه، هر هفته بدون استثنا به آن پایبند ماند. این برنامه نشان‌دهنده تعهد عمیق او به تهذیب نفس و حضور مستمر در مجالس اهل بیت(ع) بود.

ایشان شنبه‌ها در منبر و مجلس مسجد جامع کرج شرکت میکرد، یکشنبه‌ها در مسجد حضرت معصومه(س) واقع در محله ۱۳ آبان کرج حضور داشت، دوشنبه‌ها به مسجد امام حسن(ع) در دهقان ویلا (دهقان ویلای) کرج برای بهره‌مندی از درس‌های عرفان و تفسیر قرآن نزد دکتر روحی، از شاگردان برجسته آیت‌الله بهجت(ره) می‌رفت. سه‌شنبه‌ها در هیئت مذهبی همراه با آقای عباس چهرقانی (که بعدها همرزم او در جبهه مقاومت شد) شرکت می‌کرد؛ این جلسات گاهی در منزل آقای چهرقانی و گاهی در مسجد امام جعفر صادق(ع) فاز یک شهرک اندیشه برگزار می‌شد. چهارشنبه‌ها را به عملیات شبانه (گشت، ایست و بازرسی و فعالیت‌های مشابه) در منطقه کوهسار تهران، همراه با دوستش آقای صالح خضرلو اختصاص می‌داد، پنج‌شنبه‌ها در دعای کمیل در مسجد فلکه دوم فردیس شرکت می‌کرد و صبح جمعه‌ها برای قرائت و شنیدن دعای ندبه در همان مسجد فلکه دوم فردیس و عصرها مجدد در مسجد امام حسن(ع) شهرک اندیشه حاضر می‌شد.

این روال منظم و پربار، که تقریباً تمام روزهای هفته را پوشش می‌داد، عباس را به جوان مومنی تبدیل کرد که در میان مشغله‌های روزمره، هیچ‌گاه از مسیر خودسازی و ذکر اهل بیت(ع) غافل نشد.

فرازی از وصیت‌نامه شهید عباس آسمیه

«این حقیر در ایام اربعین سید سالار شهیدان در مقابل حرم حضرت ارباب(ع)، از خداوند خواسته و امام حسین(ع) را به عنوان واسطه قرار دادم تا این جهاد و پیکار نصیبم گشته و روزی این بنده سراپا تقصیر گردد.

اگر عزم رفتن به سوریه کردم و از خداوند خواستار این موضوع گشتم به این دلیل بود که نمی توانستم نسبت به مظلومیت مردم سوریه، در خطر بودن حرم آل الله که اگر فداکاری آن ها نبود چیزی از اسلام باقی نمانده بود و تلاش تکفیری ها در جهت مخدوش ساختن چهره ی اسلام در عالم و البته ندای رهبر فرزانه انقلاب که فرمودند سوریه نباید سقوط کند، که اگر در این مقطع زمانی و مکانی در مقابل شان ایستادگی نکنیم باید در مرزهای خودمان شاهد آغاز درگیری‌ها بودیم به برکت انقلاب اسلامی و خون پاک شهیدان این راه امروز جمهوری اسلامی به حدی از توان نظامی و دفاعی رسیده که نه تنها هیچ قدرتی توان دست درازی به خاک پاک آن را ندارند بلکه آماده ی دفاع و یاری مظلومین عالم نیز هست، همان طور که قرآن کریم می فرماید برای احیای حق و مبارزه با ظلم تک تک قیام کنید حتی اگر در این راه تنها بودید چرا که خداوند یار و یاور مظلومین است.

مادرجان عاشقانه‌ترین لحظاتم را با تو گذرانده‌ام بعد از خدا تو را بسیار بسیار دوست دارم و از تو می خواهم آرامش خودت را حفظ کنی چرا که آرامش تو خانواده را مدیریت خواهد کرد پس هر زمان به یادم افتادی یاد حضرت زینب(س) باش و از او صبر بخواه.»

شهید عباس آسمیه الگویی از جوان مومن، ورزشکار (قهرمان تکواندو و دوی سرعت، والیبالیست و باستانی‌کار)، اهل خودسازی و مدافع ارزش‌های اسلامی باقی گذاشت که با بستن چشم و گوش بر محشورات زمانه، غربت اهل بیت را دید و به صف مدافعان حرم پیوست. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

انتهای پیام/خ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha